(بسم الله الرحمن الرحیم)
تیغ سلفی، حنجره تو را می شکافد..
و گلوی تو آسمان را
از دور، قافله را دیده بودی و خواستی تا همبازی کودکان حسین(ع) شوی...
خواستی تا رأس کوچکت بر نیزه باشد و از روی نیزه، امیر قافله را نظاره کنی...
آری، دنیا به این بزرگی، برای رأس کوچک تو، جایی ندارد!
شیعه را تا به بلای کربلا نیازمایند، از دنیا نخواهند برد؛ حالا "حطله دیرالزور" کربلایی است که تشنه خون توست و تیغ اشقیای تکفیری، تشنه گلوی تو، و گلوی تو از هر دو تشنهتر...
پدرت سید ابراهیم، سالهاست که گرد غربت از حنجر کودکان خود میتکاند تا طفل ارادت خود را به پیشگاه کودکان حسین(ع) قربانی کند.
برای دیدن عکس اصلی و شرح به ادامه مطلب مراجعه کنید